نامه ای برای.....

سلام.

اول بگم دلم برایت تنگ شده است.شما خوبید؟اگر از احوالات این جانب خواسته باشید ملالی نیست جز دوری.

دروغ چرا ملال است ولی زبان گفتن نیست.

می دانم شما خوبید اما نمی دانم نامه ام را می خوانی یا نه؟

عزیز دل ،

روزگار سخت است،مادر دلتنگ و پدر غمگین.

دیروز دختری را دیدم که غم را خجالت زده کرده و من تنها باید می دیدم که چگونه مضطرب و نگران است.التماس دعا.

زیاد وقت عزیزت را نمی گیرم عزیز دل،فقط یک سوال.

مگر گفته نشده در یک جمع اگر دلی شکست دعای همه قبول می شود.دیشب تمام قلب های عاشق سمت تو بود آیا دلی نشکسته؟

زیاده عرضی نیست جز دلتنگی گاه به گاهی که آن را بسیار دوست دارم.

سلام من را به خدای خوبم برسان که تو نزدیکی.

از قول من به او بگو که عاشقشم بسیار.

راستی امامم،رضا جان تولدت مبارک.

به امید دیدار.

التماس دعا


برای اپل

روز 5شنبه صفحه یاهو که لود شد و عکس استیو جابز را دیدم و متن زیرش را خوندم گفتم خاک توسرت که بلد نیستی یه متن 1 خطی را ترجمه کنی.آخه چرا ترجمه میکنی مرده؟

یه بغضی گلوم را گرفته بود انگار فامیلام بوده یا می شناختمش.

بعد گفتم نه بی سواد اشتباه خوندی..............

.

.

.

.

.

دارم با خودم فکر میکنم این مرد ،چی داشته که بدون  اینکه بشناسمش ناراحت شدم.

خدا روحش را شاد کنه.

تعبیر خواب

دیشب دوباره

گویا خودم را خواب دیدم :

در آسمان پر می کشیدم

و لا به لای ابرها پرواز می کردم

و صبح چون از جا پریدم

در رختخوابم

یک مشت پَر دیدم

یک مشت پَر ، گرم و پراکنده پایین بالش

در رختخواب من نفس می زد

آنگاه با خمیازه ای ناباورانه

بر شانه های خسته ام دستی کشیدم

بر شانه هایم

انگار جای خالی چیزی . . .

چیزی شبیه بال

احساس می کردم !
 

قیصر عزیز

غیرت

این روزها بحث بر سر اختلاس عجیب در ایران خیلی زیاد است. و در جمع کوچک ما در خانه هم بحث خیلی خیلی داغی است.

دیشب تلویزیون جانبازهای قطع نخاعی را نشان داد که سالیان سال بر صندلی و بر تخت چسبیده اند.

با خودم فکر می کنم اگر آه این جانبازها و خانوادهاشون بخواهد بگیرد چه کسانی سوخته می شوند و اساسا

دنیای مسولان شبیه چه خواهد شد؟

من غيرت بازوان آرش بودم
با پنجه‌ي مرگ در کشاکش بودم
اي مدعيان گرم چه کاري بوديد؟
آن روز که من ميان آتش بودم

خلیل جوادی

شعر ازكتاب حماسه‌هاي هميشه جلد 1 صفحه 334

.....

دلم گرفته از خودم.هیچ کس مقصر نیست. این خودم هستم که شدم پر از حس غریبی بی کسی.پراز تنهایی .

باید کاری کنم .باید بشکنم این پوسته را ،شاید پروانه ای باشم.

دلم تنگ شده برای ناهید سالها پیش. دلم تنگ شده برای تمام حس های خوبم.

دلم تنگ شده برای خودم.

خدایا چجوری باید بهت بگم که من فقط دلتنگ خودم هستم.نه چیز دیگری.

""بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر

بار دگر روزگار چون شکر آید ""

دلتنگی

ظهر دلم هوای کسی را داشت. بدجور.............

کاش می دانستم که باید چه کرد .......................

تولد

فردا تولد دوستی است.باید امشب بهش تبریک بگم.کادوی تولد نخریدم. چندان علاقه ای به دیدار حضوری ندارم.

ولی به هرحال تولدش مبارک.

 ماه مهر پر از تولده. تا الان که حساب کردم ۳ تا تولد دعوتم .

خوبه نه؟؟؟؟؟

تلویزیون

نمی دونم این روزا چه مرگیم  شده.تا می شینم جلو تلویزیون اشکم سرازیر میشه.

اینم از خواص تلویزیون ایران است.

اینقدر که من جلو تلویزیون گریه می کنم  در مراسم شب قدر و .........گریه نکردم.والا

دیشب دیگه خواهرم دعوام کرد و گفت ناهید بازم احساساتی شد.

اینم یه مشکلی هستا؟؟؟؟؟؟؟

ایستگاه قطار

قطار مي‌رود

 
تو مي‌روي

 
تمام ايستگاه مي‌رود

و من چقدر ساده‌ام

كه سال‌هاي سال


در انتظار تو


كنار اين قطار رفته ايستاده‌ام


و همچنان


به نرده‌هاي ايستگاه رفته

 

تكيه داده‌ام!

 

تمام عاشقانه های دنیا تقدیمت روحت ُقیصر عزیز

بای بسم الله

از بای بسم الله تا آخره آخره آخرش با هات  هستم.

حالا بیبین..........................................